أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
124
قانون ( فارسى )
و سخت هستند ، چه اگر ستبر بودند سنگينى و سستى در حركت آنها رخ مىداد . زوج ششم « 188 » : رستنگاه اين زوج عصب بخش عقبى مغز است و در آغاز محل پيدايش ، بوسيله غشاءها و زردپىها چنان با زوج پنجم پيوسته است كه گوئى يك عصب هستند و جدائى ندارند . بعدا از زوج پيوستهاش جدا مىشود و از سوراخى سر بيرون مىآورد كه در انتهاى درز لامى قرار دارد و قبل از خارج شدن از اين سوراخ به سه بخش تقسيم مىگردد و اين سه بخش كه از سوراخ انتهاى درزلامى بيرون مىآيند راههاى ويژه خود را بقرار زير مىپيمايند : انشعاب اول به طرف ماهيچههاى گلو و بيخ زبان روانه مىگردد تا زوج عصب هفتم را در حركت بخشى يارى كند . انشعاب دوم به سوى ماهيچههاى كتف و نزديك آنها مىرسد و بيشترين قسمت آن در لاى ماهيچهء پهن كه بر بالاى كتف قرار دارد منتشر مىشود . مقدار اين بخش براى انجام وظايف خود كافى است و بدون پيوستن با عصب ديگرى راه خود را مىپيمايد و به مقصد مىرسد . انشعاب سوم از دو انشعاب ديگر بزرگتر است . اين شعبه از همان راهى كه رگ مغزى در بالا رفتن به سوى مغز مىپيمايد ، به طرف احشاء سرازير مىشود و چون راه اين دو يكى است ، اين بخش از عصب با رگ مغزى بهم پيوند يافته است . وقتى اين شعبه به حنجره نزديك مىشود ، تقسيمات ريزترى از خود جدا مىسازد كه در درون ماهيچههائى كه در حنجره وجود دارند و رو به بالا قرار گرفتهاند و حنجره و غضروفهاى حنجره را حمل مىكنند نفوذ مىكند . بعد از گذشتن از محل حنجره ، انشعاباتى به طرف بالا مىفرستد كه در ماهيچههاى سرپائين جاى مىگيرند . وجود اين انشعابات بالارو بسيار مورد نياز است ، زيرا براى جمع شدن و بازشدن غضروف طرجهارى بايد عامل كشندهاى باشد كه كشش به سوى پائين صورت گيرد و بسبب همين بالا برگشتن است كه اين عصب را بازگشته نيز ناميدهاند . چرا اين عصب از مغز سرازير مىشود و از نخاع سرچشمه نمىگيرد ؟ - زيرا اگر اين عصب نخاعى بود و مىخواست به طرف بالا رود ناچار از كجروى بود و راه راست به طرف رستنگاه خود را از دست مىداد و آنگاه توانائى آن را نداشت ، چنان كه بايد و شايد ، چيزى را به سوى پائين بكشد و در كشش محكم باشد . چرا اين عصب جزو زوج ششم عصبهاست ؟ - زيرا هرآنچه از عصبهاى نرم و نرمىگراى بودند و قبل از جفت ششم آمدند ، همگى در ماهيچههاى صورت و سر و آنچه در آنهاست توزيع گرديدند . و اين راستروى كه براى زوج ششم وجود دارد براى زوج هفتم ميسر نمىشد ، زيرا زوج هفتم براى كجروى آفريده شده است و فائدهاش
--> ( 188 ) - عصب زبانى حاقى ( N . glossopharyngeal ) و عصب واگ ( vag ) يا پنوموگاستريك كه در تقسيمبندى جديد به ترتيب نهمين و دهمين زوج از اعصاب دماغى مىباشند .